12. زبانشناسي يوناني. مهمترين كار علمي، آثاري است كه در زمينهٴ زبانشناسي تأليف شده است. ما تعدادي از واژهنامهنگاران، شارحان و نحويان برجسته را ميبينيم: آريستوفانس بوزنطي، كتابدار موزيوم از 195، علايم تكيهٴ صدا بر روي كلمات و نشانههاي سجاوندي را نظام بخشيد و تحريرهاي بهتري از آثار كلاسيك فراهم ساخت؛ آريستارخوس ساموتراكي كه در 180 جانشين او شد، مطالعهٴ دستور زبان را بهتر كرد؛ دمتريوس اسكپسيسي باستانشناس شرحهايي بر آثار هومر نوشت؛ ديوگنس فيلسوف (نك فقرهٴ ج) آراستگي دستور زبان رواقي را كامل كرد؛ بالاخره، كراتس جغرافيدان (نك فقرهٴ ز) نخستين دستور زبان يوناني را تأليف كرد.
شكوفايي مطالعات نحوي كاملاً طبيعي بود، يعني لازمهٴ رشد آيين جهانوطني و چندزباني به شمار ميرفت. تا زماني كه آموزش زبان كاملاً غريزي و بومي باشد، نيازي به دستور زبان نيست؛ ولي به محض اين كه چنين آموزشي به يك جريان مصنوعي تبديل شود، مانند هنگامي كه يك زبان به وسيلهٴ خارجيان تحصيل شود، احتياج به دستور زبان، واژهنامهها و ابزارهاي ديگر ضرورت بسيار پيدا ميكند. حتي پيش از آن كه معجون ملتهاي هلنيستي به وجود آيد، برخي فلاسفه به دستور زبان علاقهمند شده بودند، ولي اين علاقه بيشتر به صورت نظري باقي مانده بود. ولي، از زمان اسكندر، تعداد بيگانگان، يهوديان، روميان، و ديگران كه مايل به تحصيل زبان يوناني بودند، از افزايش بازنماند؛ و نه تنها آنان بلكه افراد يونانيزبان (مخصوصاً آنان كه در شهرهاي چندمليتي مانند اسكندريه سكونت داشتند) بدون كوشش مداوم، روز به روز كمتر ميتوانستند به درستي صحبت كنند. حتي بسياري از افراد تحصيلكرده نيز دريافتند كه زبانشان كاملاً با زبان آثار كلاسيك تفاوت دارد؛ بالاخره مطالعهٴ آثار هومر و هزيود، هرچه اين آثار مهجورتر ميشد، پژوهشهاي زبانشناسي را بيشتر تقويت ميكرد. ايام تبري از مباحث لغوي اينك ديگر سر آمده بود، خودآگاهي وارد زبان شده و تا حد كفايت در آن سير كرده بود. از اين رو، اين عصري كه در موارد ديگر اين چنين فقير است، از اين كه شاهد پيدايش دستور زبان باشد، موجب شگفتي نميشود.
اهل علم اين امر را موفقيت بزرگي نميپندارند. مسلماً، امروزه تأليف دستور زبان معيني را به سختي ميتوان يك كار علمي شمرد. ولي آفرينندگان دستور زبان، يا آنان كه مانند كراتس و ديوگنس براي نخستين بار نتايج تكاملي طولاني را تحت نظم درآوردند، يك وظيفهٴ علمي مهم و ثمربخش را ايفا كردند. كشف ساختمان منطقي زبان يك موفقيت علمي مشابه با كشف ساختمان كالبدشناسي بدن بود. ولي، از آنجا كه خودآگاهي لغوي با كندي بسيار پديدار شد، اين كشف، بسيار كند و سخت گمنام بود.
همچنين، بايد توجه داشت كه مساعي علمي در جهات ديگر منوط به كسب نوعي مهارت در دستور زبان بود. هر نوع پژوهش علمي، دير يا زود منجر به استفاده از كلمات و عبارات